روزانه ۵ دقیقه، زبانت رو متحول کن! چرب زبان منتظرته
مهارت ارتباط

12 علت فراموشی کلمات در حرف زدن، فراموشی اسامی یا خاطرات گذشته

 ممکن است چهره یک نفر را کاملاً بشناسید اما اسمش یادتان نیاید. گاهی وسط حرف زدن دقیقاً می‌دانید چه می‌خواهید بگویید، ولی کلمه مناسب پیدا نمی‌شود. حتی ممکن است خاطره‌ای از سال‌ها قبل برای مدتی از دسترس خارج شود و بعد با دیدن یک عکس یا شنیدن یک موسیقی دوباره به ذهن برگردد.

همه این حالت‌ها در زبان روزمره «فراموشی» نامیده می‌شوند، اما همیشه به معنی از بین رفتن حافظه نیستند. گاهی اطلاعات در حافظه وجود دارند، ولی مغز در همان لحظه نمی‌تواند آن‌ها را به‌راحتی بازیابی کند.

بنابراین سؤال مهم فقط این نیست که «چرا فراموش می‌کنم؟»؛ باید مشخص شود مشکل در ثبت اطلاعات، نگهداری آن یا بازیابی آن در زمان مناسب ایجاد شده است.

آیا واقعاً فراموش کرده‌اید یا فقط یادتان نمی‌آید؟

این دو حالت تفاوت مهمی دارند.

اگر چهره فردی را می‌شناسید، شغل و محل آشنایی با او را هم به خاطر دارید اما نامش پیدا نمی‌شود، احتمالاً مشکل اصلی بازیابی اسم است. همین‌طور اگر کاربرد یک وسیله را می‌دانید ولی نامش یادتان نمی‌آید، مشکل می‌تواند مربوط به واژه‌یابی باشد.

اما اگر فرد آشنایی را دیگر نمی‌شناسید، کاربرد اشیای معمول را نمی‌دانید یا اطلاعات تازه به‌صورت مکرر کاملاً فراموش می‌شوند، موضوع متفاوت است.

تجربه برداشت احتمالی
کلمه نوک زبانم است و بعداً یادم می‌آید مشکل موقت بازیابی
فرد را می‌شناسم ولی اسمش یادم نیست دشواری بازیابی اسم
با دیدن عکس خاطره‌ای برمی‌گردد خاطره وجود داشته اما سرنخ بازیابی کافی نبوده
فرد آشنا را نمی‌شناسم فراتر از فراموشی ساده اسم
اتفاق‌های تازه مرتب کاملاً فراموش می‌شوند نیازمند بررسی بیشتر در صورت تکرار

این تفاوت به‌خصوص برای کسانی مهم است که با چند بار فراموش کردن اسم یا کلمه فوراً نگران بیماری‌هایی مانند آلزایمر می‌شوند.

۱. پدیده «نوک زبان»؛ کلمه هست اما پیدا نمی‌شود

یکی از رایج‌ترین تجربه‌ها هنگام حرف زدن این است که معنی یک کلمه را دقیقاً می‌دانید اما خود واژه به ذهن نمی‌آید.

ممکن است حتی حرف اول آن، تعداد تقریبی هجاها یا کلمات مشابه را به خاطر داشته باشید، اما نام دقیق پیدا نشود. چند دقیقه بعد نیز ممکن است همان کلمه ناگهان به ذهنتان برسد.

این وضعیت که به پدیده «نوک زبان» معروف است، لزوماً به معنی پاک شدن اطلاعات از حافظه نیست. در بسیاری از موارد، مفهوم در دسترس است اما دسترسی به شکل دقیق واژه برای مدتی دشوار شده است.

اسم افراد و واژه‌هایی که کمتر استفاده می‌شوند بیشتر مستعد چنین حالتی هستند.

۲. اسم افراد ذاتاً سخت‌تر بازیابی می‌شود

فراموش کردن اسم اشخاص یکی از شکایت‌های بسیار رایج درباره حافظه است.

دلیلش این است که اسم‌های خاص معمولاً سرنخ معنایی محدودی دارند. مثلاً واژه «پزشک» با بیمارستان، درمان، دارو و معاینه ارتباط دارد، اما نام «رضا احمدی» به‌خودی‌خود اطلاعات زیادی درباره فرد نمی‌دهد.

به همین دلیل ممکن است چهره یک نفر را بشناسید، بدانید همکار سابق شما بوده و حتی آخرین گفت‌وگویتان را به خاطر بیاورید، ولی نام او یادتان نیاید.

این حالت با فراموش کردن هویت خود شخص فرق دارد.

برای ثبت بهتر نام، هنگام معرفی شدن چند ثانیه توجه کامل داشته باشید، اسم را یک بار در گفت‌وگو به کار ببرید و آن را به اطلاعات مشخصی درباره فرد متصل کنید.

۳. تداخل کلمات و اسم‌های مشابه

گاهی مشکل از نبودن اطلاعات نیست؛ چند اطلاعات مشابه هم‌زمان فعال می‌شوند.

برای مثال ممکن است هنگام صدا زدن یکی از فرزندان ابتدا نام فرزند دیگر را بگویید، یا اسم دو همکار با موقعیت شغلی مشابه را جابه‌جا کنید.

در صحبت نیز ممکن است کلمه‌ای مرتبط اما اشتباه زودتر از کلمه اصلی وارد ذهن شود.

این اتفاق می‌تواند نتیجه تداخل اطلاعات مشابه باشد. بنابراین یک اشتباه لفظی یا جابه‌جایی اسم‌ها به‌تنهایی نشانه از دست رفتن حافظه نیست.

هرچه اطلاعات به یکدیگر شبیه‌تر باشند، احتمال رقابت آن‌ها هنگام بازیابی بیشتر می‌شود.

۴. کم‌استفاده بودن کلمه یا اسم

کلمات و نام‌هایی که مرتب استفاده می‌کنیم معمولاً سریع‌تر به ذهن می‌آیند. در مقابل، اطلاعاتی که سال‌ها از آن‌ها استفاده نکرده‌ایم ممکن است برای بازیابی به زمان بیشتری نیاز داشته باشند.

مثلاً شاید نام همکاری را که ده سال پیش با او کار می‌کردید دیرتر از نام همکار فعلی به یاد بیاورید.

همین موضوع برای واژه‌های تخصصی یا کم‌کاربرد هم صدق می‌کند.

گاهی می‌دانید یک اصطلاح چه معنایی دارد اما چون مدت زیادی آن را به زبان نیاورده‌اید، هنگام صحبت چند ثانیه زمان لازم است تا واژه دوباره پیدا شود.

از یاد بردن

۵. نبودن سرنخ کافی برای یادآوری خاطرات گذشته

خاطرات قدیمی همیشه با فرمان مستقیم «یادم بیاید» ظاهر نمی‌شوند. گاهی برای دسترسی به آن‌ها به یک سرنخ نیاز داریم.

عکس، مکان، موسیقی، بو، نام افراد و حتی یک وسیله قدیمی می‌توانند بخشی از شبکه مرتبط با یک خاطره را فعال کنند.

ممکن است سال‌ها درباره روزهای مدرسه فکر نکرده باشید، اما با دیدن عکس کلاس ناگهان اسم چند همکلاسی، اتفاقی خاص یا حتی جزئیات فضای مدرسه به ذهنتان برگردد.

بنابراین در دسترس نبودن یک خاطره در یک لحظه همیشه به معنی نابود شدن آن نیست.

البته از دست دادن ناگهانی بخش مهمی از خاطرات شخصی، به‌خصوص پس از ضربه به سر یا همراه علائم عصبی، شرایط متفاوتی دارد و باید بررسی شود.

۶. اطلاعات از ابتدا با توجه کافی ثبت نشده‌اند

گاهی تصور می‌کنیم چیزی را فراموش کرده‌ایم، در حالی که از ابتدا آن را درست به خاطر نسپرده‌ایم.

این مسئله درباره اسامی افراد بسیار رایج است.

فرض کنید فردی خودش را معرفی می‌کند، اما همان لحظه شما در حال فکر کردن به پاسخ خود، نگاه کردن به تلفن همراه یا توجه به محیط اطراف هستید. چند دقیقه بعد اسم او را فراموش می‌کنید.

ممکن است مشکل اصلی حافظه نباشد؛ نام از ابتدا به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

چندکارگی، مکالمه هم‌زمان با کار با تلفن همراه و حواس‌پرتی می‌توانند ثبت اطلاعات را دشوارتر کنند.

۷. استرس و اضطراب

استرس می‌تواند روی تمرکز و دسترسی سریع به کلمات اثر بگذارد.

ممکن است قبل از یک ارائه یا مصاحبه همه چیز را بدانید، اما هنگام صحبت یک واژه ساده پیدا نشود. جالب اینکه همان کلمه چند دقیقه پس از پایان موقعیت پراسترس به ذهن برمی‌گردد.

در شرایط اضطراب، ذهن هم‌زمان درگیر نگرانی درباره نتیجه، واکنش دیگران و احتمال اشتباه است. در نتیجه تمرکز کمتری برای نگه داشتن رشته کلام و پیدا کردن سریع واژه‌ها باقی می‌ماند.

اگر فراموشی بیشتر در جلسه، امتحان، مصاحبه یا بحث ایجاد می‌شود و در محیط آرام بسیار کمتر است، نقش استرس را نباید نادیده گرفت.

۸. کم‌خوابی و خستگی ذهنی

کمبود خواب فقط باعث خواب‌آلودگی نمی‌شود. توجه، سرعت پردازش اطلاعات و حافظه نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند.

بعد از یک شب خواب نامناسب ممکن است وسط جمله رشته فکرتان را گم کنید، نام افراد دیرتر یادتان بیاید یا برای پیدا کردن یک کلمه ساده بیشتر مکث کنید.

اگر این مشکل با استراحت و خواب کافی کمتر می‌شود، خستگی می‌تواند یکی از عوامل مهم باشد.

در صورتی که مشکلات خواب طولانی‌مدت، خرخر شدید، بیدارشدن‌های مکرر یا خواب‌آلودگی شدید روزانه وجود دارد، بهتر است علت اختلال خواب نیز بررسی شود.

۹. افزایش سن

با افزایش سن ممکن است سرعت بازیابی بعضی کلمات و اسامی کاهش پیدا کند.

مثلاً نام بازیگری را لحظه‌ای فراموش می‌کنید اما می‌دانید چه کسی است و چند دقیقه بعد اسم او به ذهنتان می‌رسد.

این حالت با زوال عقل یکسان نیست.

نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که فراموشی نسبت به گذشته به‌طور واضح افزایش پیدا کند و همراه با مشکلات دیگری مانند فراموش کردن مکرر اطلاعات تازه، گم‌شدن در مسیرهای آشنا یا اختلال در انجام کارهای همیشگی باشد.

در نتیجه فقط تعداد دفعات فراموش کردن اسم معیار مناسبی برای قضاوت نیست.

تاثیر عوامل مختلف بر عملکرد مغز

۱۰. افسردگی و تغییرات خلقی

افسردگی می‌تواند با کاهش تمرکز، کندتر شدن فکر و دشواری در بازیابی اطلاعات همراه باشد.

فرد ممکن است هنگام مطالعه چند بار یک جمله را بخواند، وسط صحبت رشته کلام را گم کند یا احساس کند حافظه‌اش مثل گذشته کار نمی‌کند.

اگر مشکلات حافظه هم‌زمان با کاهش انرژی، بی‌انگیزگی، کاهش علاقه به فعالیت‌های معمول، تغییر خواب یا کاهش تمرکز ظاهر شده‌اند، بررسی وضعیت خلق نیز اهمیت دارد.

البته وجود این علائم به این معنی نیست که علت همه مشکلات حافظه افسردگی است؛ شرایط باید به‌صورت کلی ارزیابی شود.

۱۱. برخی داروها و مشکلات جسمی قابل درمان

برخی داروها می‌توانند باعث خواب‌آلودگی، کاهش تمرکز یا کندتر شدن عملکرد ذهنی شوند. این موضوع به‌خصوص در سالمندان یا افرادی که چند دارو هم‌زمان مصرف می‌کنند اهمیت بیشتری دارد.

گاهی نیز مشکلات جسمی مانند کمبود ویتامین B12 یا اختلالات تیروئید می‌توانند با تغییرات شناختی همراه باشند.

به همین دلیل هر مشکل حافظه‌ای الزاماً نشانه یک بیماری مغزی پیشرونده نیست و برخی علت‌ها قابل درمان هستند.

اگر فراموشی پس از شروع داروی جدید یا تغییر مقدار دارو بیشتر شده است، آن را با پزشک در میان بگذارید. داروی تجویزشده را خودسرانه قطع نکنید و بدون بررسی نیز سراغ مکمل‌های حافظه نروید.

۱۲. بیماری‌های عصبی و اختلالات زبان

در برخی موارد، مشکل پیدا کردن کلمه می‌تواند بخشی از یک اختلال عصبی یا زبانی باشد.

در بعضی انواع زبان‌پریشی یا «آفازی»، فرد می‌داند یک شیء چیست اما نمی‌تواند نام آن را بیان کند. سکته مغزی، آسیب‌های مغزی و بعضی بیماری‌های عصبی می‌توانند چنین مشکلی ایجاد کنند.

اختلال شناختی خفیف و برخی انواع زوال عقل مانند آلزایمر نیز ممکن است با مشکلات حافظه و واژه‌یابی همراه شوند.

با این حال، فراموش کردن گهگاهی اسم یا گیرکردن روی یک واژه به‌تنهایی برای تشخیص آلزایمر کافی نیست. روند مشکل، علائم همراه و تأثیر آن بر زندگی روزمره اهمیت بیشتری دارند.

بیماری‌های عصبی و اختلالات زبان

نقشه بازیابی؛ وقتی اسم، کلمه یا خاطره یادتان نمی‌آید چه کنید؟

یکی از روش‌های کاربردی برای مواجهه با فراموشی این است که به‌جای تکرار سؤال «چی بود؟»، نوع سرنخ را تغییر دهید.

اگر اسم یک نفر یادتان نمی‌آید

ابتدا اطلاعات مرتبط با فرد را مرور کنید:

  • کجا با او آشنا شدم؟
  • چه شغلی داشت؟
  • چه شخص دیگری با او مرتبط بود؟
  • آخرین بار کجا او را دیدم؟
  • آیا حرف اول یا صدای اسمش را به خاطر دارم؟

گاهی بازیابی این اطلاعات، نام را نیز به ذهن برمی‌گرداند.

اگر یک کلمه یادتان نمی‌آید

به‌جای تمرکز روی خود کلمه، مفهوم آن را توضیح دهید.

مثلاً اگر «آبکش» یادتان نمی‌آید، بگویید: «وسیله‌ای در آشپزخانه که سوراخ دارد و آب مواد غذایی را جدا می‌کند.»

می‌توانید به کاربرد، شکل، دسته‌بندی یا حرف اول کلمه فکر کنید.

اگر خاطره‌ای از گذشته یادتان نمی‌آید

فضای اطراف خاطره را بازسازی کنید:

  • چه سالی بود؟
  • کجا بودم؟
  • چه کسانی آنجا بودند؟
  • قبل و بعد از آن اتفاق چه شد؟
  • آیا عکس یا وسیله‌ای از آن دوره وجود دارد؟

گاهی یک سرنخ محیطی برای بازگشت بخش‌هایی از خاطره کافی است.

چیزی که یادتان نیست سرنخ پیشنهادی
اسم فرد محل آشنایی، شغل، دوستان مشترک
نام یک وسیله کاربرد و شکل آن
یک واژه معنی، مترادف یا حرف اول
نام فیلم یا کتاب داستان، بازیگر یا نویسنده
خاطره قدیمی عکس، مکان، زمان و افراد حاضر

این روش یک آزمایش پزشکی حافظه نیست. برگشتن یا برنگشتن یک کلمه با سرنخ نیز به‌تنهایی وجود یا نبود بیماری را ثابت نمی‌کند؛ اما کمک می‌کند تفاوت بین مشکل موقت بازیابی و فراموشی گسترده‌تر را بهتر درک کنید.

فرق فراموش کردن اسم با آلزایمر چیست؟

فراموش کردن اسم با آلزایمر

فرض کنید فردی را می‌بینید و می‌دانید همکار سابق شماست، محل کار و گفت‌وگوهای گذشته را هم به خاطر دارید اما نامش لحظه‌ای یادتان نمی‌آید.

این وضعیت با زمانی فرق دارد که فرد بسیار آشنایی را ببینید و نتوانید تشخیص دهید چه کسی است.

همچنین جا گذاشتن گاه‌به‌گاه کلید با فراموش کردن نحوه انجام کارهایی که سال‌ها انجام داده‌اید یکسان نیست.

نشانه‌هایی که اهمیت بیشتری دارند عبارت‌اند از:

  • پرسیدن مکرر یک سؤال؛
  • فراموش کردن مداوم اطلاعات تازه؛
  • گم‌شدن در محیط‌های آشنا؛
  • دشواری جدید در انجام کارهای معمول؛
  • تغییر رو‌به‌افزایش در گفتار و حافظه.

اگر چنین تغییراتی وجود دارد، بهتر است موضوع توسط پزشک بررسی شود.

چرا بعضی خاطرات گذشته را به یاد نمی‌آوریم؟

مغز تمام اتفاق‌های زندگی را با جزئیات یکسان نگهداری نمی‌کند. بخشی از اطلاعات با گذر زمان کمرنگ‌تر می‌شوند و بعضی خاطرات نیز بدون وجود سرنخ مناسب به‌راحتی قابل بازیابی نیستند.

به همین دلیل طبیعی است که از یک سفر ده سال قبل فقط چند صحنه خاص یادتان باشد.

گاهی یک عکس، موسیقی یا مکان قدیمی باعث می‌شود جزئیاتی دوباره به ذهن برگردند. این اتفاق نشان می‌دهد قابل یادآوری نبودن یک خاطره در لحظه همیشه به معنی پاک شدن کامل آن نیست.

اما از دست رفتن ناگهانی بخش بزرگی از خاطرات، به‌خصوص پس از ضربه به سر، تشنج یا همراه علائم عصبی، نیازمند بررسی پزشکی است.

چه زمانی فراموشی کلمات خطرناک است؟

یکی از مهم‌ترین معیارها، ناگهانی بودن مشکل است.

اگر فردی ناگهان نتواند کلمات را درست بیان کند، حرف دیگران را بفهمد یا گفتارش نامفهوم شود، احتمال یک مشکل عصبی جدی مانند سکته مغزی مطرح می‌شود.

به‌خصوص اگر همراه با این علائم باشد:

  • کج‌شدن یک سمت صورت؛
  • ضعف یا بی‌حسی یک سمت بدن؛
  • اختلال ناگهانی تعادل؛
  • تغییر ناگهانی بینایی؛
  • سردرد شدید و غیرمعمول.

در ایران در چنین شرایطی باید فوراً با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفت.

اگر مشکل ناگهانی نیست اما به‌تدریج بیشتر شده و روی کار، مکالمه یا زندگی روزمره اثر گذاشته است نیز بهتر است ارزیابی پزشکی انجام شود.

برای فراموشی اسامی و کلمات به چه پزشکی مراجعه کنیم؟

در صورت تکرار یا افزایش مشکل می‌توان بررسی را از پزشک عمومی، متخصص داخلی یا متخصص مغز و اعصاب شروع کرد.

پزشک معمولاً زمان شروع، روند پیشرفت، کیفیت خواب، وضعیت خلق، داروهای مصرفی، سابقه بیماری یا ضربه به سر و تأثیر مشکل بر فعالیت‌های روزانه را بررسی می‌کند.

در صورت نیاز ممکن است ارزیابی شناختی، آزمایش خون یا بررسی‌های تکمیلی انجام شود.

اگر مشکل بیشتر مربوط به نام بردن اشیا، ساختن جمله یا سایر توانایی‌های زبانی باشد، ارزیابی گفتار و زبان نیز ممکن است لازم شود.

جمع‌بندی

فراموشی کلمات در حرف زدن، اسامی افراد و خاطرات گذشته همیشه ناشی از ضعیف شدن حافظه نیست. گاهی اطلاعات در حافظه وجود دارند اما مسیر بازیابی آن‌ها موقتاً در دسترس نیست.

پدیده نوک زبان، دشواری ذاتی بازیابی اسم‌ها، تداخل اطلاعات، کم‌استفاده بودن واژه‌ها، نبودن سرنخ مناسب، کاهش توجه، استرس، کم‌خوابی و افزایش سن از دلایلی هستند که می‌توانند چنین تجربه‌ای ایجاد کنند. در کنار آن‌ها بعضی داروها، مشکلات جسمی و بیماری‌های عصبی نیز باید در شرایط مناسب بررسی شوند.

بنابراین به‌جای اینکه صرفاً تعداد دفعات «یادم رفت» را بشمارید، به سه نکته توجه کنید: چه چیزی فراموش شده، آیا با سرنخ دوباره برمی‌گردد و آیا مشکل نسبت به گذشته در حال بیشتر شدن است.

فراموش کردن گاه‌به‌گاه یک اسم یا کلمه به‌تنهایی نشانه آلزایمر نیست؛ اما فراموشی رو‌به‌افزایش، اختلال در زندگی روزمره یا تغییر ناگهانی گفتار نیازمند توجه پزشکی است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا